صاعد الأندلسي

66

التعريف بطبقات الأمم

پيوسته مبتنى بر أصول عدالت ، پرهيزگارى واخلاق بوده است وبه‌نظر مىرسد كه وى در ميان ايرانيان ويونانيان ، حكمتى متشابه را پيدا كرده كه سياست اجرايى فرمانروايان وشاهان ملّتهاى ديگر باستانى را رهبرى مىكرده‌اند وبتدريج روش وسيرهء سياسي ايشان در ادارهء أمور جوامع انساني به شكل يك فلسفهء سياسي ويا به صورت أصول علم سياست درآمده كه به دست دانشمندان صاحب‌نظر افتاده وايشان در آثار خود به كمك آن به تبيين سير تحوّلات تاريخي جهان پرداخته‌اند والبتة اين امر يادآور توضيحي است كه أفلاطون ( 347 ق . م ) در باب جامعهء آرمانى ورهبر آرمانى در كتاب جمهوريت خود ارائه داده وبه‌نظر مسعودى ، فلسفهء سياسي شاهنشاهان إيران با آن انطباق داشته است . « 1 » ملّت سومى كه از نظر قاضى صاعد پا به ميدان تاريخ علوم نهاده‌اند ، كلدانيان‌اند : « . . . ملّتى با شاهانى آگاه وسيادتى كهن » كه وى ايشان را در پيشبرد علم نجوم ، حرفه‌هاى آموزشى ، علوم رياضى والهى ، علم أنواع طلسمها وعلم كيمياگرى برجسته مىشناسد وآن ملّت را برخوردار از تلاشهاى دانشمندانى مىبيند كه امروزه به عنوان قهرمانانى اسطوره‌اى شناخته مىشوند ، همچون : هرمس وبرخى ديگر ومأخذ وى در باب سير علوم در ميان اين ملّت علاوة بر قرآن مجيد ، كتابهاى سرائر الحكمة والإكليل از تأليفهاى أبو محمّد حسن بن أحمد بن يعقوب ، معروف به ابن ذي الدمينه ( 280 - 334 ق / 893 - 945 م ) ونيز كتاب الألوف أبو معشر بلخى وهم المجسطى تأليف بطلميوس قلوذى است . به‌طور خلاصه از نظر قاضى صاعد ، كلدانيان نخستين ملّتى بوده‌اند كه بعد از توفان نوح ( ع ) به تأسيس حكومت وبناى شهرها واحداث راهها وبه علوم كشاورزى وساخت وحفر كانالهاى آبرسانى در عراق پرداخته‌اند وايشان به‌طور فشرده نخستين معماران ، نخستين كشت‌كاران ونخستين عالمان نجوم بوده‌اند . « 2 » سپس قاضى صاعد از يونانيان به عنوان چهارمين ملّت بحث مىكند :

--> ( 1 ) . خالدى ، 92 . ( 2 ) . همان‌جا : خان ؛ « فصلى پيرامون علوم كلدانيان باستانى » ؛ 35 - 12 .